روستای دهمیان كوهسرخ

به وبلاگ روستای کوهستانی دهمیان خوش آمدید.

به وبلاگ روستای کوهستانی دهمیان خوش آمدید.

روستای دهمیان كوهسرخ به وبلاگ روستای کوهستانی دهمیان خوش آمدید.

باسلام خدمت همه دوستان وهم ولایتی های عزیزشعرزیرتقدیم به همه بچه های باصفای دهمیان

بچه های باصفای دهمیان

مردمی مهمان نوازومهربان

میبرم لذت من ازاین اتحاد

پیرمردان غیوروباوفای دهمیان

هرچه گویم من ازآنهابازکم است

خرمن گندم بودکوه طلای دهمیان

درامان ازرهزنان است روستا

چون که اوداردجوانانی که سرتاپافدای دهمیان

مردمان این دیار،پرتلاش وسختکوش

گوشه ای دنج جهان است روستای دهمیان

روستای مانیست بازارسیاه

فاقدجنس گران است روستای دهمیان

درعروسی،درعزا،درکاردرهرمجلسی

متحدهستندهم پیر،هم جوان دهمیان

شیرزنان دهمیانی، پابه پای مردخود

شال همت بسته انددرکارزاردهمیان

می رسددروقت باران عطروبوی کاهگل

ازدرودیواروبام هرسرای دهمیان

ای خداباران بباربرکوه ودشت روستا

گندم وجورویدازاین، دشت های دهمیان

من رضائی شعرخودرامیکنم تقدیمتان

چون که هستم دوستدارمردمان دهمیان

کوه ودشت وچشمه وبانگ نوای روستا

میبرم لذت من ازآب وهوای دهمیان

شعر:علی رضائی-دی ماه ۱۳۹۷




طبقه بندی: کشاورزی، اجتماعی، اخبارروستا،
برچسب ها: چه های باصفای دهمیان، شعر، خرمن گندم، روستای دهمیان،

تاریخ : سه شنبه 2 بهمن 1397 | 11:50 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا | نظرات
آقای من
تنهاخبر از بی خبری شدبی تو
تقدیر دلم دربدری شدبی تو
جمعه تمام شدو باز هم آقاجان
یک هفته دیگر سپری شدبی تو
اللهم عجل فرجه
صلوات


تاریخ : جمعه 6 تیر 1399 | 07:56 ب.ظ | نویسنده : علی اكبر آخرتی | نظرات
قرآن کریم می‌فرماید:
وَ لاٰ تَأْکُلُوا أَمْوٰالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبٰاطِلِ (بقره/۱۸۸)
 اموالِ یکدیگر را به باطل و ناحقّ در میان خودتان نخورید.
بسیاری از گناهان حاصلِ لقمه‌ی حرامه.
لقمه‌ی_حرام باطنِ آدم رو خراب میکنه، و اثرِ خودش رو، در اعمالِ فرد نشون میده.
به قول شاعر
از کوزه همان برون تراود که در اوست...
لقمه‌ی_حرام حتّی باعث میشه که آدم امامِ خودش رو بکشه.
امام حسین(ع) روز عاشورا به لشکر دشمن فرمود: اینکه شما سخن منو گوش نمی‌کنید و میخواید منو بکشید، یکی از دلایلش اینه
 مُلِئَت بُطونُكُم مِنَ الحَرامِ، فَطُبِعَ عَلى قُلوبِكُم.
 شکمهایتان از حرام پر شده، و در نتیجه بر قلبهای شما مُهر خورده است، و گمراه شده‌اید، و سخن حق را نمی‌شنوید.
 بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۸.
 نکته مهم اینه که، تا میگیم لقمه‌ی_حرام بعضی‌ها فکر میکنند یعنی از دیوار مردم بالا رفتن و دزدی کردن..
نخیر
هر کسی تو هر کاری که بهش واگذار کردن، و در قبال اون کار داره پول می‌گیره، به میزانی که از کارش کم بذاره، به همون میزان داره لقمه‌ی خودش رو خراب میکنه
 کارمندی که از کارش میزنه..
 مدیر و مسئولی که کم‌کاری میکنه..
 معلّمی که برا دانش آموزاش کم میذاره.. مغازه‌داری که ترازوش بالا و پائین میشه.. و... همه دارن لقمه‌ی خودشون رو خراب می‌کنند.
 بیشتر حواسمون به نونی که سر سفره‌هامون میبریم باشه.
 لقمه‌ی_حرام حتّی در نسلِ آدم هم اثر میذاره:
امام صادق(ع) فرمود:
 كسبُ الحرام یَبینُ فی الذُّریّة.
 اثرِ مالِ حرام، در ذریه و فرزندانِ انسان آشكار میشود.
 الکافی، ج ۵، ص ۱۲۵.
 اگر امروز مواظبِ لقمه‌ی غذات نباشی!
فردا مجبوری مواظبِ
 حجابِ دخترت..
 غیرتِ پسرت..
 حیایِ همسرت..
و.... باشی.




تاریخ : یکشنبه 1 تیر 1399 | 04:15 ق.ظ | نویسنده : علی اكبر آخرتی | نظرات
این کرامتی که در پایان داستان، از حضرت یوسف (ع) بروز می‌کنه، واقعاً برای همه‌مون درسه.
وقتی برادرهاش ازش معذرتخواهی میکنند، جواب میده: اصلاً حرفشو نزنید. دیگه تموم شد و رفت.
 قَالَ لَا تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ، یَغْفِرُ اللَّهُ لَکُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ (یوسف/۹۲)
یوسف به برادرانش گفت: امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست. خداوند شما را می‌آمرزد. و او مهربانترین مهربانان است.
با اینکه برادرهاش اینهمه بلا سرش آوردند، ببینید آخر داستان، اونجایی که همه برای او سجده می‌کنند (وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّدًا)، ببینید اونجا حضرت چی میگه:
 قَدْ أَحْسَنَ بِی إِذْ أَخْرَجَنِی مِنَ السِّجْنِ (یوسف/۱۰۰)
 خدا به من نیکی کرد، آن زمانی که مرا از «زندان» خارج کرد.
دقّت کنیم.
 نمیگه: خدا منو از «چاه» خارج کرد.
 میگه: خدا منو از «زندان» خارج کرد.
 با اینکه ماجرا از «چاه» شروع شد، برادرهاش او رو در «چاه» انداختند، ولی جلوی برادرهاش اصلاً حرفی از «چاه» نمی‌زنه.
اصلاً به روشون نمیاره، که خجالت نکشند.
ماها یه وقتهایی «الحمدلله» هم که میگیم، با منظور میگیم
اگه ما بودیم می‌گفتیم:
 «الحمدلله» دیدی ماجرای «چاه» چی شد؟!
که همه رو خجالت زده بکنیم.
که بگیم: شما چکار کردید و من چکار کردم؟! من به کجا رسیدم و شما به کجا؟! دیدید حالتون گرفته شد!
یعنی یه وقتهایی با «الحمدلله» گفتن، تیکه میندازیم و دل دیگران رو می‌شکونیم.
بعد در ادامه آیه، حضرت یوسف می‌فرماید:
وَ جَاءَ بِکُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزَغَ الشَّیْطَانُ بَیْنِی وَ بَیْنَ إِخْوَتِی (یوسف/۱۰۰)
و شما را از آن بیابان به اینجا آورد، بعد از آنکه #شیطان رابطه‌ی مرا با برادرانم به هم زد.
 یعنی تقصیر رو گردن برادرهاش نمیندازه. نمیگه: بعد از این که برادرهام توطئه کردند.
بلکه تقصیر رو به گردن شیطان میندازه. میگه: بعد از اینکه شیطان رابطه‌ی منو با برادرهام به هم زد.
 از این کرامت و بزرگواریِ حضرت یوسف درس بگیریم.
 یخورده عفو و گذشت داشته باشیم.

چقدر خانواده‌ها هستند که اعضای خانواده سالهاست با هم قهرند، سر مسائل جزئی.
چقدر دوستان و رفقا، چقدر فامیل و آشنا از همدیگه کینه به دل گرفتند، سر مسائل جزئی.
گذشت کنیم.
اگه با گذشت_کردن کسی کوچیک میشد، خدا انقدر بزرگ نبود.
از خطاهای دیگران بگذریم، تا خدا ازخطاهامون بگذره


تاریخ : جمعه 23 خرداد 1399 | 08:57 ق.ظ | نویسنده : علی اكبر آخرتی | نظرات
امام رضا علیه السلام:
كسى كه با زبانش آمرزش بطلبد، ولى[از گناهش‏] پشیمان نباشد، خود را مسخره كرده است.
كسى كه از خدا موفقیت بخواهد، ولى تلاش نكند، خود را مسخره كرده است.
كسى كه جویاى دوراندیشى باشد، ولى احتیاط نورزد، خود را مسخره كرده است.
كسى كه از خدا بهشت بخواهد، ولى سختی‌ها را تحمّل نكند، خود را مسخره كرده است.
كسى كه از آتش به خدا پناه ببرد، ولى شهوات را فرو نگذارد، خود را مسخره كرده است.
وكسى كه یاد خدا كند، ولى به سوى لقاى او نشتابد، خود را مسخره كرده است.
مَنِ استَغفَرَ بِلِسانِهِ ولَم یَندَم فَقَدِ استَهزأَ بِنَفسِهِ، ومَن سَأَلَ اللَّهَ التَّوفیقَ ولَم یَجتَهِد فَقَدِ استَهزأَ بِنَفسِهِ،ومَنِ استَحزَمَ (استجاب) ولَم یَحذَر فَقَدِ استَهزأَ بِنَفسِهِ، ومَن سأَلَ اللَّهَ الجَنَّةَ ولَم یَصبِر عَلَى الشَّدائِدِ فَقَدِ استَهزأَ بِنَفسِهِ، ومَن تَعَوَّذَ بِاللَّهِ مِنَ النّارِ ولَم یَترُكِ الشَّهَواتِ فَقَدِ استَهزأَ بِنَفسِهِ،ومَن ذَكَرَ اللَّهَ ولَم یَستَبِق إلى لِقائِهِ فَقَدِ استَهزأَ بِنَفسِهِ 

معدن الجواهر، ص‏59
 


تاریخ : چهارشنبه 21 خرداد 1399 | 01:00 ب.ظ | نویسنده : علی اكبر آخرتی | نظرات
 وَ أَوْحَیْنَا إِلَیٰ أُمِّ مُوسَیٰ أَنْ أَرْضِعِیه،ِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ، وَ لَا تَخَافِی وَ لَا تَحْزَنِی، إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ.

 ما به مادر موسی الهام کردیم که:
او را شیر بده، و هنگامی که بر جانِ او ترسیدی، او را در  دریا رها کن.
و نترس و غمگین مباش، که ما او را به تو باز می‌گردانیم.

سوره قصص، آیه ۷


 نمی‌دونم مادر موسی چه حسّی داشت، وقتی شنید:

لا تَخافی و لا تَحزَنی، انّا رادُّوهُ الیک

 نترس و غمگین مباش، که ما او را به تو باز می‌گردانیم.

 فقط میدونم، خوب شد که اعتماد کرد...


ما فقط میگیم #توکل‌بر‌خدا

امّا در انجام کارهامون پُر از تشویش و نگرانی هستیم‼️

پس اون توکّلی که ازش دم میزنیم چی میشه

 قول بدیم که از اعماق دلمون #توکل کنیم به #خدا، و با همه وجودمون بگیم:

خدایا تمام اعتماد و توکّلم بر توست.

و بعد با اطمینان قدم برداریم

مثلِ مادر موسی..
      به حرف #خدا اطمینان کنیم...






تاریخ : یکشنبه 18 خرداد 1399 | 07:50 ب.ظ | نویسنده : علی اكبر آخرتی | نظرات
تعداد کل صفحات : 69 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات