تبلیغات
روستای دهمیان كوهسرخ - عجائبی از اعجوبه سیر و سلوک حضرت آیت اله سید علی قاضی 1

روستای دهمیان كوهسرخ - عجائبی از اعجوبه سیر و سلوک حضرت آیت اله سید علی قاضی 1

به وبلاگ روستای کوهستانی دهمیان خوش آمدید.

به وبلاگ روستای کوهستانی دهمیان خوش آمدید.

روستای دهمیان كوهسرخ - عجائبی از اعجوبه سیر و سلوک حضرت آیت اله سید علی قاضی 1 به وبلاگ روستای کوهستانی دهمیان خوش آمدید.

خاطره ای جالب از نفرین همسر علامه

سید محمد حسن قاضی داستان را چنین تعریف کردند که: ما یک مادری داشتیم، خدا بیامرزدش، کفش هایمان را که می کندیم و می رفـتیم توی کوچه بازی می کردیم، مادر می گفـت نروید، پا برهنه می دوید توی کوچه، بازی می کنید و می آیید داخل رختخواب می خوابید و رختخواب کثیف می شود. مرحوم قاضی می گفـت: نه، بروید چه اشکالی دارد و این همیشه یک گفـتگویی در خانه ما بود، که قاضی می گفـت بگذار بروند بازی کنند و مادر می گفـت: که این طوری رختخواب ها کثیف می شود.

یکی از روزها که وقت مغرب بود، مادر نشسته بود رو به قبله و مهیای نماز مغرب و عشاء بود، من هم وارد خانه شدم، از مکتب می آمدم، کفش ها را از پا کندم که بروم کوچه بازی کنم. مادر گفـت: محمد رفـتی! عقرب بیاد پایت را بزند! ما گوش ندادیم و رفـتیم و همین که پایم را گذاشتم توی کوچه، یک عقرب پایـم را زد.

 بعد من آمدم خانه گریه کردم. یکدفعه آقای قاضی آمد و گفـت: محمد چی شده؟ خواهری دارم که دو سال از من بزرگتر است و الان در مشهد ساکن است، او آمد و گفـت: مادر گفـت نرو تو کوچه، محمد گوش نداد، رفـت و عقرب پایش را نیش زد! آقای قاضی به مادر گفـت: تو بچه را نفرین کردی؟ حالا که این است من هم این کار را می کنم، انگشت دوم پایم را فشار داد و خوب شد!




طبقه بندی: علماوصلحا، اجتماعی،
برچسب ها: حضرت آیت اله سید علی قاضی، عقرب، کرامت، داستان، نفرین مادر،
دنبالک ها: اسراری شگفت از بندگی،

تاریخ : دوشنبه 23 مرداد 1396 | 10:03 ب.ظ | نویسنده : محمدرضا | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.