روستای دهمیان كوهسرخ - مطالب خرداد 1399

به وبلاگ روستای کوهستانی دهمیان خوش آمدید.

به وبلاگ روستای کوهستانی دهمیان خوش آمدید.

روستای دهمیان كوهسرخ - مطالب خرداد 1399 به وبلاگ روستای کوهستانی دهمیان خوش آمدید.
این کرامتی که در پایان داستان، از حضرت یوسف (ع) بروز می‌کنه، واقعاً برای همه‌مون درسه.
وقتی برادرهاش ازش معذرتخواهی میکنند، جواب میده: اصلاً حرفشو نزنید. دیگه تموم شد و رفت.
 قَالَ لَا تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ، یَغْفِرُ اللَّهُ لَکُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ (یوسف/۹۲)
یوسف به برادرانش گفت: امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست. خداوند شما را می‌آمرزد. و او مهربانترین مهربانان است.
با اینکه برادرهاش اینهمه بلا سرش آوردند، ببینید آخر داستان، اونجایی که همه برای او سجده می‌کنند (وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّدًا)، ببینید اونجا حضرت چی میگه:
 قَدْ أَحْسَنَ بِی إِذْ أَخْرَجَنِی مِنَ السِّجْنِ (یوسف/۱۰۰)
 خدا به من نیکی کرد، آن زمانی که مرا از «زندان» خارج کرد.
دقّت کنیم.
 نمیگه: خدا منو از «چاه» خارج کرد.
 میگه: خدا منو از «زندان» خارج کرد.
 با اینکه ماجرا از «چاه» شروع شد، برادرهاش او رو در «چاه» انداختند، ولی جلوی برادرهاش اصلاً حرفی از «چاه» نمی‌زنه.
اصلاً به روشون نمیاره، که خجالت نکشند.
ماها یه وقتهایی «الحمدلله» هم که میگیم، با منظور میگیم
اگه ما بودیم می‌گفتیم:
 «الحمدلله» دیدی ماجرای «چاه» چی شد؟!
که همه رو خجالت زده بکنیم.
که بگیم: شما چکار کردید و من چکار کردم؟! من به کجا رسیدم و شما به کجا؟! دیدید حالتون گرفته شد!
یعنی یه وقتهایی با «الحمدلله» گفتن، تیکه میندازیم و دل دیگران رو می‌شکونیم.
بعد در ادامه آیه، حضرت یوسف می‌فرماید:
وَ جَاءَ بِکُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزَغَ الشَّیْطَانُ بَیْنِی وَ بَیْنَ إِخْوَتِی (یوسف/۱۰۰)
و شما را از آن بیابان به اینجا آورد، بعد از آنکه #شیطان رابطه‌ی مرا با برادرانم به هم زد.
 یعنی تقصیر رو گردن برادرهاش نمیندازه. نمیگه: بعد از این که برادرهام توطئه کردند.
بلکه تقصیر رو به گردن شیطان میندازه. میگه: بعد از اینکه شیطان رابطه‌ی منو با برادرهام به هم زد.
 از این کرامت و بزرگواریِ حضرت یوسف درس بگیریم.
 یخورده عفو و گذشت داشته باشیم.

چقدر خانواده‌ها هستند که اعضای خانواده سالهاست با هم قهرند، سر مسائل جزئی.
چقدر دوستان و رفقا، چقدر فامیل و آشنا از همدیگه کینه به دل گرفتند، سر مسائل جزئی.
گذشت کنیم.
اگه با گذشت_کردن کسی کوچیک میشد، خدا انقدر بزرگ نبود.
از خطاهای دیگران بگذریم، تا خدا ازخطاهامون بگذره


تاریخ : جمعه 23 خرداد 1399 | 08:57 ق.ظ | نویسنده : علی اكبر آخرتی | نظرات
امام رضا علیه السلام:
كسى كه با زبانش آمرزش بطلبد، ولى[از گناهش‏] پشیمان نباشد، خود را مسخره كرده است.
كسى كه از خدا موفقیت بخواهد، ولى تلاش نكند، خود را مسخره كرده است.
كسى كه جویاى دوراندیشى باشد، ولى احتیاط نورزد، خود را مسخره كرده است.
كسى كه از خدا بهشت بخواهد، ولى سختی‌ها را تحمّل نكند، خود را مسخره كرده است.
كسى كه از آتش به خدا پناه ببرد، ولى شهوات را فرو نگذارد، خود را مسخره كرده است.
وكسى كه یاد خدا كند، ولى به سوى لقاى او نشتابد، خود را مسخره كرده است.
مَنِ استَغفَرَ بِلِسانِهِ ولَم یَندَم فَقَدِ استَهزأَ بِنَفسِهِ، ومَن سَأَلَ اللَّهَ التَّوفیقَ ولَم یَجتَهِد فَقَدِ استَهزأَ بِنَفسِهِ،ومَنِ استَحزَمَ (استجاب) ولَم یَحذَر فَقَدِ استَهزأَ بِنَفسِهِ، ومَن سأَلَ اللَّهَ الجَنَّةَ ولَم یَصبِر عَلَى الشَّدائِدِ فَقَدِ استَهزأَ بِنَفسِهِ، ومَن تَعَوَّذَ بِاللَّهِ مِنَ النّارِ ولَم یَترُكِ الشَّهَواتِ فَقَدِ استَهزأَ بِنَفسِهِ،ومَن ذَكَرَ اللَّهَ ولَم یَستَبِق إلى لِقائِهِ فَقَدِ استَهزأَ بِنَفسِهِ 

معدن الجواهر، ص‏59
 


تاریخ : چهارشنبه 21 خرداد 1399 | 01:00 ب.ظ | نویسنده : علی اكبر آخرتی | نظرات
 وَ أَوْحَیْنَا إِلَیٰ أُمِّ مُوسَیٰ أَنْ أَرْضِعِیه،ِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ، وَ لَا تَخَافِی وَ لَا تَحْزَنِی، إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ.

 ما به مادر موسی الهام کردیم که:
او را شیر بده، و هنگامی که بر جانِ او ترسیدی، او را در  دریا رها کن.
و نترس و غمگین مباش، که ما او را به تو باز می‌گردانیم.

سوره قصص، آیه ۷


 نمی‌دونم مادر موسی چه حسّی داشت، وقتی شنید:

لا تَخافی و لا تَحزَنی، انّا رادُّوهُ الیک

 نترس و غمگین مباش، که ما او را به تو باز می‌گردانیم.

 فقط میدونم، خوب شد که اعتماد کرد...


ما فقط میگیم #توکل‌بر‌خدا

امّا در انجام کارهامون پُر از تشویش و نگرانی هستیم‼️

پس اون توکّلی که ازش دم میزنیم چی میشه

 قول بدیم که از اعماق دلمون #توکل کنیم به #خدا، و با همه وجودمون بگیم:

خدایا تمام اعتماد و توکّلم بر توست.

و بعد با اطمینان قدم برداریم

مثلِ مادر موسی..
      به حرف #خدا اطمینان کنیم...






تاریخ : یکشنبه 18 خرداد 1399 | 07:50 ب.ظ | نویسنده : علی اكبر آخرتی | نظرات
⁉️  میدونی #ترس، چه موقع سراغ آدم میاد؟!
جواب واضحه: وقتی که آدم بخواد چیزی رو «حفظ» کنه، ترس به سراغش میاد..
وقتی که نخواد از چیزی «حفاظت» کنه، ترسی هم وجود نداره..

 وقتی که بخوای زندگیت رو حفظ کنی،
 مال و ثروتت رو حفظ کنی،
خونه‌ و ماشینت رو حفظ کنی،
متعلّقاتت رو حفظ کنی،
و...
ترسِ از دست دادنِ متعلّقات، از هزار راه به آدم هجوم میاره، و مثل خوره، بهترین لحظات زندگیِ آدم رو میخوره.

 این یک قاعده‌ی کلّی است.

امّا کسی که بدونه «حافظ» کس دیگه‌ است، و خودش قدرتِ حفظ کردنِ هیچ چیزی رو نداره، دیگه غصّه نمی‌خوره.

بدونه کسی که حافظ هست، و اتّفاقاً از همه هم بهتر حفظ میکنه، و خیلی هم مهربونه:



تاریخ : یکشنبه 18 خرداد 1399 | 03:33 ب.ظ | نویسنده : علی اكبر آخرتی | نظرات
آقای خوب و غریبم
اینکه مردم نشناسند تو را غربت نیست!
غربت آنست که یاران ببرندت از یاد..
اللهم عجل فرجه
سلامتی و تعجیل درفرج آقا صلوات التماس دعا


تاریخ : جمعه 16 خرداد 1399 | 04:14 ب.ظ | نویسنده : علی اكبر آخرتی | نظرات
تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات